الشيخ رسول جعفريان
1269
رسائل حجابيه (فارسى)
نخواهد كرد . اسم اين عادت و اين رفتار را حفظ عفّت زنان مىگذاشتند و حال آنكه چادر اگر ممدّ بىعفتى نباشد ، مانع از آن نيست ، و زنى كه بخواهد بيوفايى كند و فاسق بگيرد از در قفل كرده نمىترسد . دويست سال پيش يك بانوى انگليسى كه به تركيه سفر كرده بود ، وصف رفتار و اخلاق زنان آن مملكت را براى دوستان خود نوشته بود و من مضامين عباراتى از يك نامهء او را براى شما نقل مىكنم ، مىگويد : محتاج به توصيف نيست كه زنان تركيه ، آنجا كه پاى گناه و كار زشت پيش آيد ، به مراتب از ما آزادترند . هيچ زنى از هر طبقه و مرتبهاى باشد مجاز نيست كه از خانه خارج شود مگر اينكه يك روبند بر سر بندازد كه جز چشمان او همهء صورتش را بپوشاند و يك پارچهء ديگر بر سرش بندازد كه از پشت سر تا كمرش پائين بيايد و يك چادر عريض و گشاده بر روى اين لباسها بسر كند كه كليهء بدنش را مخفى كند . اين پوشاكها چنان شكل زن را تغيير مىدهد كه بين كنيز و خانم تفاوتى ديده نمىشود و حتى غيورترين و بدگمانترين مردان هم اگر زن خود را در كوچه ببيند ، او را نخواهد شناخت و هيچ مردى هم ( از ترس اينكه مبادا به تهمت دنبال كردن زن ديگران دچار شود ) جرأت ندارد به زنى دستدرازى كند يا او را تعقيب نمايد . اين تغيير لباس و ناشناس بودن ، به زنان آزادى تام و تمام مىدهد كه به ميل دل و برطبق هوى و هوس خود عمل كنند و از خطر رسوا شدن مصون باشند . به آن كس كه با او سروكارى داشته باشند ، پيغام مىفرستند و باهم قرار ملاقات مىگذارند و نادر اتفاق مىافتد كه نام و نشان واقعى خود را به عاشق و فاسق خود بگويند ؛ و غالبا يك زن و مرد شش ماه و يك سال و بيشتر يكديگر را مىشناسند و باهم هر هفته خلوت مىكنند بىآنكه مرد مطلقا از اسم و رسم زن باخبر شود و يا در باب هويّت او حدس صحيحى بزند . با چنين وضعى كه ترس از رسوا شدن نزد شوهر نباشد و هراس زباندرازى و ناجوانمردى عاشق در بين نباشد و بيم غضب خدا و عذاب آخرت پاى كسى را نبندد ، خود مىتوانيد حدس بزنيد كه عدهء زنهاى شوهردار فاسقگير چهاندازه زياد خواهد شد . اين مضمون عبارات آن خانم انگليسى بود كه تقريبا دو قرن پيش دربارهء نسوان عثمانى نوشته است ؛ ان شاء الله توصيفات او بر جدّههاى ما منطق نمىشود ؛ ولى بههرحال احتمال اينكه چنين وضعى در ايران نيز بوده باشد ، موجود است . مردها دل خود را به اين خوش مىكردند كه با چادر و با خانهء دربسته زن خود را از سوء نيّت مردان ديگر مصون مىدارند ، ولى هرگز به فكر اين نمىافتند كه با تربيت زنان و ايجاد علقهء فيما بين و انداختن عشق و محبّت خود در دل ايشان ، خصلت زن را چنان متين و